تبليغاتX
S H E I D A

نيک‌آهنگ کوثر
n.kowsar@roozonline.com

 

         

 

انوشه انصاري، در صدر اخبار جهان

اولين متولد ايران در فضا

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

۲۸ شهریور ۱۳۸۵

اولين متولد ايران در فضا

دوشنبه صبح، انوشه انصاري، اولين زن توريست فضايي جهان، پا به فضا گذاشت. سفر وي، ديروز جزو خبرهاي اصلي تقريبا شبکه هاي خبري بزرگ جهان بود و به مراتب، بيش از سفر دو همسفر فضايي ديگرش بازتاب رسانه اي يافت.

وي که سالهاي پيش به آمريکا مهاجرت کرد، درحالي راهي اين سفر هيجان انگيزشد که بيست ميليون دلار براي آن هزينه کرده است تا بدين ترتيب يکي از 500 انساني باشد که تا کنون به فضا سفر کرده اند. بخشي ازماموريت او در فضا نصب يک تلکسوپ خواهد بود. او به سي ان ان گفته که اميدوار است سفرش باعث علاقه مندي زنان به کاوش هاي فضايي باشد. قراربود انوشه علاوه بر پرچم آمريکا، پرچمي ازايران را نيز بر روي لباس فضاييش حمل کند. اما مقامات دولت هاي امريکا وروسيه از خواسته اند تا هنگامي که اين سفر هيچ شائبه سياسي نداشته باشد. انصاري گفته است با اين وجود اويک پرچم ديگر ايران با خود خواهد برد. او ابتدا برلباس فضايي خود پرچم دوکشور ايران و امريکا را به عنوان دوکشوري که در زندگي اش تاثيرگذار بوده اند، گذاشته بود که بعدا با مخالفت مقامات روسيه وآمريکا مجبور شد پرچم ايران را بردارد. اين درحالي است که وي به تنهاي هزينه سفر را پرداخته ودولت آمريکا دراين زمينه نقشي نداشته است.

يکي ازمسئولين فضايي گفته است که انوشه تنها توريست فضايي نيست بلکه توانايي هاي او باعث شده است که او بتواند درضمن سفر به فضا به آزمايشات علمي نيز بپردازد. روزنامه نيويورک تايمز درگزارشي از سفر وي آورده است: "او در بالکن خانه خود در مشهد دردوران جواني همواره به ستارگان چشم مي دوخت... او مي گويد از همان زمان مسحور فضا بوده است."

انوشه انصاري اولين زن توريست فضايي به شمار مي رود. پيش از اين ليتنانت والنتينا ترشکويا اولين زن فضايي شد که درسال 1963 از مدارزمين خارج شد. اين سفر دوسال پس ازسفريوري گاگارين به فضا انجام شد. نخستين توريست فضايي جهان "دنيس تيتو" يك سرمايه‌داركاليفرنيايي بود كه در سال ‪ ۲۰۰۱‬به ايستگاه فضايي سفر كرد. تيتو دربازگشت گفت: "من به بهشت سفر کرده بودم."

انصاري در وب لاگ شخصي اش

دروب لاگ انوشه انصاري و در شرح آخرين دقايق پيش از سفر با موشک سايوز از پايگاه بايکنورآمده است: "روز زيبايي در بايکانور است. فضا پيماي سايوزTMA-9 وبالابرنده سايوز دريک روز آفتابي زيبا به نظر مي رسند. مايک لوپز الگريا، ميخاييل تيورين(فرمانده سايوزدرهيات اعزامي 14) وانوشه آماده پرواز وبلند شدن هستند. انوشه سمت راست سه نفر قرار دارد." مسيري که اين سه فضانورد به آن پا مي گذارند مسيري است که 45 سال پيش براي ارسال يوري گاگارين به فضا در دوازدهم آوريل 1961 مورد استفاده قرار گرفت. انوشه چهل ساله ايراني الاصل درحالي به فضا مي رود که انتظار مي رود تا روز چهارشنبه به پايگاه فضايي برسند وبعد از 8 روز راهي زمين شوند. ماموريت انوشه "وستوک" نام دارد که به معني شرق است. اين همچنين نام وسيله اي است که گاگارين را به فضا برد.

انوشه شش ساعت قبل از پرواز با خانواده اش از پشت يک ديوار شيشه اي خداحافظي کرد. ديداري که عکس هاي منتشر شده ازآن نشان مي دهد تا چه ميزان پر از احساسات بوده است. دراين تصاوير انوشه وخانواده او اشک ريزان با هم وداع مي کنند تا ده روز بعد که يکديگر را بارديگر به آغوش بکشند. انصاري گفته است که همه خانواده او براي به سلامت بازگشتن او دعا مي کنند.

انوشه انصاري در سال 1346 خورشيدي، در ايران به دنيا آمد. تا سن 16 سالگي درايران زندگي کرد و سپس به همراه خانواده‌ به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرد.پس ازگذراندن دبيرستان در آمريکا، براي اخذ مدرك كارشناسي درمهندسي الكترونيك و علوم كامپيوتر وارد دانشگاه جرج ميسون شد. انوشه بعد از پايان موفقيت‌آميز دوره ليسانس براي كسب مدرك فوق‌ليسانس خود وارد دانشگاه جرج واشنگتن شد و مطالعات خود را در اين دانشگاه ادامه داد. پس از اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته مهندسي الكترونيك، انوشه براي كار به سراغ شركتهايي چون MCI و COMSAT رفت و پروژه‌هاي موفقيت‌آميزي را در آن شركتها به سرانجام رساند. او چندين مقاله و دو پاتنت براي كار روي "عملگرهاي اتوماتيك" و "گره‌هاي يك شبكه‌ بيسيم" دارد.او در حال حاضر مشغول طي كردن دوره‌اي در دانشگاه سوئين‌بورن مي‌باشد تا بتواند دومين مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسي دريافت كند.

در سال 1994 ميلادي مطابق با 1372 خورشيدي، انوشه به همراه همسرش حميد و برادر همسرش امير انصاري شركتي به نام تله‌كام تكنولوژي (TTI) را در تگزاس پايه‌گذاري كردند. اين شركت تأمين‌كننده تجهيزات مورد نياز شبكه‌هاي كامپيوتري بود. اين شركت در سال 2000 توسط سونوز نتورك خريداري شد. انوشه انصاري در سال 2000 جايزه نخست كارآفريني ملي ايالات متحده آمريكا را به دست آورد.

مجله آمريکايي فوربس، 4 سال پيش انصاري را به عنوان يکي از موفق ترين چهره هاي تجاري زير 40 سال آمريکا معرفي کرد.وي طي ماههاي اخير، در مرکز فضايي هيوستون آمريکا و مرکز فضايي گاگارين روسيه مشغول دريافت آموزش هاي لازم براي سفر فضايي خود بود. انصاري دو سال پيش جايزه "انصاري اکس- پرايز" (Ansari X-prize) را بنيان نهاد. هدف از اين جايزه تشويق بخش خصوصي براي انجام سفر به فضا است.

بيانيه سازمان فضايي ايران به مناسبت سفر انصاري به فضا

سازمان فضايي ايران دربيانيه به مناسبت سفر فضايي انصاري به فضا براي او آرزوي سلامت کرده است. دراين بيانيه آمده است: "دستيابي به فضاي بيکران از آرزوهاي ديرينه بشر بوده است. 50 سال از پرواز نخستين انسان به مدار زمين مي‌گذرد. ورورد به عصر فضا و بهره‌مندي از امکانات بالقوه و موهبات الهي آن ، ميراثي است براي تمام بشر. فناوري فضايي که در روزهاي آغازين بهانه‌اي براي رقابت‌هاي سياسي و نظامي ابرقدرتهاي آن روز جهان بود، رفته رفته جايگاه واقعي خود را در تمامي امور و شئون زندگي امروزي پيدا کرده به نحوي که برخورداري از فناوري فضايي تبديل به يک الزام شده است. در اين ميان در چند سال گذشته گامهاي مثبتي براي ورود بخش خصوصي به اين حوزه برداشته شده است که بي شک نام پيشگامان اين عرصه در تاريخ بشر به نيکي به جا خواهد ماند."

اين سازمان از انصاري به عنوان بانوي موفق و ممتاز ايراني نام برده که "يکي از اين بزرگان" است: "اين زن دانشمند و علاقمند ايراني با اراده بزرگ و بلند، تلاشي را آغاز کرده است که افقهاي جديدي به روي بشريت خواهد گشود. پرواز ايشان به ايستگاه بين‌المللي به عنوان تنها جايگاه استقرار انسان در فضا، افتخاري بس غرور‌آميز براي تمام ايرانيان خواهد بود اما نبايد تاثير شگرف خدمات و فعاليتهاي ايشان در رونق فعاليتهاي فضايي در مقياس عمومي و در سطح بين‌المللي را فراموش نمود."

درآخر اين بيانيه سازمان فضايي ايران به عنوان متولي بخش فضا درکشور، اعلام کرده است که ضمن حمايت از فعاليتها و خدمات ارزنده خانم انصاري در ترويج و توسعه فناوري فضايي آرزوي موفقيت و سلامت براي ايشان در سفر فضايي به ايستگاه بين‌المللي را دارد و اميدوار است سفر اين بانوي ايراني به ايستگاه فضايي بين‌المللي پيام آور صلح و شادي براي جامعه بشري باشد.

انصاري سفير است

مائوريزيو بلينگري، رئيس قسمت سفرهاي فضايي سرنشين دار، گرانش ناچيز و اکتشاف از بخش تحقيق و توسعه اکتشافات انساني وابسته به آژانس فضايي اروپا در خصوص آزمايش هايي که قرار است طي اين سفر توسط فضانوردان ياد شده وازجمله انوشه انصاري انجام شود گفته است: "يکي از برنامه هاي ما مطالعه اثر بي وزني بر بدن فضانورداني است که در ايستگاه بين المللي فضايي اقامت مي‌کنند. آزمايشها به منظور بهينه‌سازي شرايط اقامت انسان در فضا طراحي شده است و ما مي‌خواهيم از نتايج آنها براي کاهش آلام بيماراني که روي زمين نيز زندگي مي‌کنند, بهره‌برداري کنيم."

در اظهار نظري جداگانه، اريک اندرسن، رئيس و مدير عامل شرکت اسپيس ادونچرز (ماجراجوييهاي فضايي) تصريح کرده است: "ما در اسپيس ادونچرز، انوشه را به سبب التزامي که نسبت به تحقيق و توسعه و شرکت در برنامه هاي علمي esa، آنهم در زمان پروازي چنين خاطره‌انگيز از خود نشان مي‌دهد، مي ستاييم. به واقع مي‌توان انوشه را يک سفير ناميد. او زماني را که در فضا به سر مي‌برد وقف آموزش مردم خواهد کرد. مشارکت انوشه در طرح فيمابين اسپيس ادونچرز و اسا (ESA) به درک بهتر ما نسبت به شرايط اقامت در فضا و کاهش مشکلات پزشکي انسانهايي که در زمين زندگي مي‌کنند، کمک خواهد کرد."

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 13:10  توسط ghazal  | 

روزنامه نگاران بیکار و شغل جدید


نيک‌آهنگ کوثر
n.kowsar@roozonline.com
 
 
 
   
 

بيانيه کارگران: آقاي رييس جمهور! کمرمان را شکستند

سرکوب مجدد اعتراضات کارگري

وحيد ثابتيان

۲۷ شهریور ۱۳۸۵

 

                                             

 

 

تنها دوهفته پس از اعتراضات کارگري درکارخانه ديزول خودرو که با اعتصاب غذاي کارگران همراه بود، دهها تن از كارگران بلاتكليف شركت فرش "البرز" بابلسر عصر با تجمع در مقابل اين واحد با نيروهاي انتظامي درگير شدند. اين کارگران 9 ماه است که از دريافت حقوق ومزاياي خود محروم بوده اند.

 

خبرگزاري ايلنا گزارش داده است 300 تن از كارگران اين واحد نساجي پس از 9 ماه بلاتكليفي قصد داشته اند ضمن تجمع در مقابل كارخانه به همراه خانواده هاي خود به سمت فرمانداري بابلسر راهپيمايي كنند كه با مقاومت نيروي انتظامي مواجه شده و كار به درگيري و برخورد با كارگران و خانواده هايشان انجاميده است. ضمن آن‌‏كه جمعي از كارگران معترض اين شركت بازداشت شده‌‏اند .

 

اعتراض کارگران، ماه ها پس از آن صورت گرفته بود که مالک کارخانه، به بهانه تغيير ساختار و نوسازي كارخانه در نامه‌‏اي به مدير كل كار مازندران 200 تن از كارگران را مازاد اعلام كرده بود. او در خرداد 84 بخش بافندگي شركت را نيمه تعطيل و اواخر شهريور سال گذشته، سرانجام اين واحد را تعطيل کرده بود و بدين ترتيب 300 كارگر رسمي شركت کار خود را از دست داده بودند.

 

بنابر گزارش ايلنا اوايل زمستان 84، خبر انحلال اين واحد بزرگ نساجي اعلام شده و از آن تاريخ تا كنون حدود 300 كارگر اين شركت بلاتكليف هستند و برغم وعده هاي مكرر مسوولان، تا كنون هيچ اقدام موثري براي حل مشكلات واحد و كارگران به عمل نيامده است. كارگران ظرف 9 ماه گذشته از دريافت حقوق و مزايا محروم بوده اند.

 

اين درحالي است که دراعتراض به وضعيت کنوني قانون کار و اوضاع کارگران، شوراهاي اسلامي كار واحدهاي صنعتي ساوه در نامه اي به احمدي نژاد، ضمن انتقاد از عملكرد وزير كار در زمينه هاي مختلف اعلام کرده اند که سياست هاي جهرمي، امنيت شغلي كارگران را به خطر انداخته و نهادهاي كارگري را تضعيف و از عرضه صنعت حذف خواهد كرد.

 

آقاي رييس جمهوري، بي عدالتي کمر کارگران را شکسته است

 

در اين نامه که درخبرگزاري ايلنا به چاپ رسيده آمده است: "اينجانبان مسئولان شوراهاي اسلامي كار كارخانجات شهرستان ساوه و نمايندگان قانوني كارگران ساوه ضمن ابراز انزجار از سياست هاي وزارت كار و امور اجتماعي در راستاي تضعيف تشكلات كارگري بويژه شوراهاي اسلامي كار، عدم صدور اعتبارنامه كانونعالي شوراهاي اسلامي كار كشور، تلاش در راستاي مسكوت ماندن طرح بهسازي و قانونمند شدن قراردادهاي موقت كار و ارائه پيش نويس اصلاح قانون كار و حذف ماده 27 و برخي ديگر از مواد آن، عدم اجراي صحيح قانون كار، عدم نظارت بر حسن اجراي قانون، حمايتهاي بي حد از سرمايه داران و صاحبان صنايع به بهانه ايجاد اشتغال و كارافريني كه موجبات تضييع حقوق نيروي كار كشور را با ترويج قراردادهاي موقت كار، قراردادهاي سفيد امضاء، قراردادهاي ظالمانه فاقد تاريخ شروع و خاتمه، اخذ تسويه حساب قبل از اشتغال، اخذ تعهد محضري از كارگران مبني بر سلب هرگونه ادعا عليه كارفرمايان در خصوص حوادث ناشي از كار، خسارت و ديه، ... را فراهم ساخته، تبعيض و بي عدالتي و دوگانگي در خصوص دستمزد كارگران قراردادي و همچنين بازنشستگان و مستمري بگيران تامين اجتماعي در مقايسه با بازنشستگان كشوري و لشگري با حذف نمايندگان واقعي كارگران در مجامع قانوني شورايعالي كار، شورايعالي تامين اجتماعي، شورايعالي حفاظت فني، سازمان بين المللي كار، حملات ناجوانمردانه عليه خانه كارگر جمهوري اسلامي ايران بعنوان تشكلي ولايتمدار و حامي دولت و ارزشها و پاسدار خون شهيدان كه بنيانگذار آن شهيد مظلوم بهشتي است، ايجاد تخم نفاق بين جامعه كارگري و دهها و صدها معضل و مشكل ديگر براي اين قشر شريف و زحمتكش موجي از نگراني براي جامعه كارگري فراهم ساخته تا جايي كه استمرار اين اقدامات جز دل سردي كارگران سراسر كشور نسبت به نظام و مسئولان بويژه دولت مهرورزي و عدالت گستر چيز ديگري را به ارمغان نخواهد داشت."

 

درادامه نويسندگان نامه با خطاب قرار دادن محمود احمدي نژاد آمده است: "آقاي رئيس جمهوري به آقاي جهرمي بگوئيد ايجاد اشتغال و كارآفريني زود بازده و ... پيش كش اشتغال موجود و حرمت و قداست جامعه كارگري را حفظ كنند.آقاي رييس جمهور دستور دهيد وزير كار به جاي ورود به بحث اشتغال كه هيچگونه ارتباطي به وزارت كار نداشته و ندارد به وظايف و رسالت وزارت كار كه همانا صيانت از نيروي كار كشور و تنظيم روابط كار است, عمل كند.آقاي رئيس جمهور بخدا سوگند تبعيض، بي عدالتي، از بين رفتن ارزشها، ظلم به كارگران، بي حرمتي، قانون شكني كمر كارگران را شكسته است اجازه ندهيد بيش از اين كارگران شرمنده زن و فرزند شوند مگر حكومت، حكومت اسلامي و حكومت محرومين و مستضعفين نيست مگر كارگران در زير سايه اسلام ناب محمدي نيستند مگر سال، سال پيامبر اعظم نيست چرا اجازه مي دهيد همه ارزشها فداي سياست هاي نا صحيح و لج بازيهاي آقاي دكتر جهرمي وزير كار قرار گيرد. آيا آقاي جهرمي براي سركوبي و نابودي كارگران منصوب و از مجلس راي اعتماد گرفته اند يا براي خدمت به جامعه كارگري و برقراري عدالت و مساوات و برقراري امنيت شغلي و آرامش و آسايش اين قشر شريف؟"

 

سياست حمايت يا برخورد با کارگران؟

 

اعتراض در عدم اجراي قانون کار، دريافت نکردن حقوق ومزايا به مدت هاي طولاني، قراردادهاي مقطعي و بي مسئوليتي کارفرمايان نسبت به تعهداتي که نسبت به کارگران دارند، ازجمله مواردي است که موجبات اعتراضات کارگران را به دنبال داشته است. موج بيکاري کارگران ونگراني که دراين زمينه دراين بخش جامعه به وجود امده است، همراه با ناشکيبايي و عدم پاسخگويي مسئولين وزارت کارو ديگر نهادهاي مرتبط بوده است.

 

ماموران نيروي انتظامي ونيروهاي امنيتي، به ويژه پس از روي کار آمدن دولت محمود احمدي نژاد با اعتصابات وتحصن هاي کارگري معمولا به طور خشونت آميز برخورد مي کنند. تجمع زمستان گذشته شرکت واحد اتوبوسراني در تهران ازجمله اين تجمعات بود که به حمله پليس و دستگيري اعضاي سنديکاي رانندگان اتوبوس درتهران منجر شد.

 

برخورد امنيتي با کارگران ايراني، مورد اعتراض مجامع بين المللي فعال در زمينه کارگران بوده است. ماه گذشته اتحاديه بزرگ بين المللي کارگري در بيانيه اي مشترک از اقدامات سرکوبگرانه دولت ايران نسبت به تشکل هاي کارگري در ايران بخصوص سنديکاي شرکت واحد تهران، به سازمان جهاني کار (ILO) شکايت کرد . کنفدراسيون بين المللي اتحاديه هاي آزاد کارگري و فدراسيون بين المللي کارگران حمل و نقل نيز هر کدام به صورت جداگانه و سپس مشترک در نامه ها و بيانيه هايي اعتراض خود را به سرکوب کارگران در ايران اعلام کرده اند.

 منبع   Roozonline
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:31  توسط ghazal  | 

    ns_nroo_1.jpg

 

نمايش "فرود اضطراري حواصيل روي پشت بام خانه موزيسين" به کارگرداني حسين محب اهري در تهران اجرامي شود. نگاهي داريم به اين نمايش.

 

 

 

نگاهي به نمايش فرود .....

از دست رفته

 

نويسنده و کارگردان: حسين محب اهري- طراح صحنه و لباس: آتيلا پسياني- بازيگران: امير سفيري، حميد رضا طوبايي، بابک طهماسب پور و.....

 

خلاصه داستان: يک پرنده روي بام منزل يک موزيسين فرود مي آيد تا از منظر او مشکلات زندگي ساکنان يک محله روايت شود.

 

حسين محب اهري را پيش تر به عنوان يک بازيگر مي شناختيم. بازيگري که با بازي در نمايش آخر بهرام بيضايي توانست جايگاه خود را تغيير داده و از حاشيه بيرون بيايد.

 

او از پس اين تجربه تصميم گرفت نمايشي را کارگرداني کند. از همين رو متني نوشته خودش را دستمايه قرار داد. متني که از نظر نگاه بسيار شبيه برخي آثار دهه شصت محمد چرمشير است اما عمق و نگاه آثار اين نمايشنامه نويس را ندارد. نمايشي که محب اهري کارگرداني کرده بيشتر به مجموعه هاي تلويزيوني به نظر مي رسد که سال ها از زمان توليدشان گذشته است.آدم ها به شکلي کاملا مصنوعي يا سياه هستند يا سفيد.

نمايش قرار بوده نگاهي فانتزي به اجتماع پيرامون خود داشته باشد. زيرا پاي يک پرنده عجيب و غريب در ميان است و ما بايد از منظر او به تماشاي روايت مختلف آدم ها بنشينيم. اما نويسنده خيلي زود حضور اين پرنده را به فراموشي مي سپارد. پس از يک معرفي تقريبا موفق، پرنده تبديل مي شود به يک موجود اضافي روي صحنه. حتي اگر به اين نکته قائل باشيم که پرنده نماد معصوميتي است که زير پاي خشونت اجتماعي له مي شود، باز هم نمي توانيم فراموش کنيم که در بسياري فصول پرنده کاملا بلا تکليف است و تماشاگر را ازار مي دهد.

 

 

    ns_nroo_2.jpg

 

نمايش همانگونه که قبل تر آمد بسيار متکي بر احساسات است. همين افراط در احساسات گرايي سبب مي شود، تماشاگر نتواند آنگونه که بايد با نمايش احساس همذات پنداري نمايد.

 

الگويي هم که در همين راستا بر پيرنگ نمايش سايه افکنده از الگويي تکراري تبعيت مي نمايد. تماشاگر با يک نمايش سانتي مانتال روبروست که امروزه بسيار از دوره اش مي گذرد.

 

ايده استفاده از يک پرنده زخمي مي توانست حس همذات پنداري تماشاگررا در راستاي آسيب پذيري شخصيت ها تحريک کند، از ديگر سو اين پرنده ميتوانست ما به ازاي فانتزي خوبي براي موزيسيني باشد که روي بام منزلش فرود آمده است.

 

آثاري هم شکل نمايشي که محب اهري کارگرداني کرده در فضاي امروز تئاتر ايران سر در گم هستند. تماشاگر امروز تماشاي دعواي يک صاحبخانه و يک مستاجر ديگر برايش اهميتي ندارد.البته از اين مسئله هم نگذريم که وزارت ارشاد نيز چندان از اين مسئله که چنين تئاتر هايي روي صحنه مي رود دلگير نيست.اين شکل نمايش ها آثاري هستند با ضريب خطر بسيار بسيار پايين. نمايش هايي که هم سرمخاطب را گرم مي کنند و هم بيلان کاري مسئولين را بالا مي برند. جاي تامل و تعمق دراين نمايش ها کاملا خالي است. دکوري که آتيلا پسياني براي اين نمايش تدارک ديده وجهه اي رئاليستي دارد. شخصيت ها چونان بالاي پشت بام ها قرار مي گيرند که گويا بخشي از جامعه هستند. اما زماني که آنها و کردارشان را مي بينيم گويا فرسنگ ها با جامعه فاصله دارند. امروز ما کدام لمپني را مي توانيم ببينيم که همچون صاحبخانه اين نمايش رفتار مي کند. يا کجا مي توانيم پيرمردي را سراغ بگيريم که از دست صاحبخانه اش به پشت بام مي رود و هاي هاي گريه مي کند.محب اهري سعي کرده در اين راستا به فرهنگ عمومي و آرشيو ذهني مخاطب خود نزديک شود. درحاليکه تماشاگر امروز حتي در تلويزيون هم چنين کارهايي را به تماشا نمي نشيند. شايد دهه شصت مجموعه اي مثل سايه همسايه که محمود استاد محمد آن را نگاشته بود و اسماعيل خلج کارگرداني مي کرد پاسخ مي گرفت اما امروز مخاطب چندان به پيگيري آن رغبتي ندارد.

 

از سوي ديگر بازي بازيگران نمايش براي سالن کوچک مجموعه تئاتر شهر کاملا تصنعي است. در برخي صحنه ها بازيگران با چنان غلظتي واژه ها را بيان مي کنند که تاکيد گذاري بر واژه دو چندان شده و تمام حس مخاطب بر هم مي ريزد.اين نکته را هم نبايد فراموش کرد که تمام اين ضعف ها هم به بازيگر باز نمي گردد و نويسنده هم در نگارش واژه هايي به اين شکل نقشي اساسي بر عهده دارد. واژه هايي که بازيگر را وا مي دارد چنين صحبت کند.

 

به هر شکل کارگردان نتوانسته آنگونه که بايد ذهنيت خود را به مسيري صحيح هدايت کندو همين اولين و بزرگترين پاشنه آشيل کار به شمار مي آيد.

 

منبع roozonlin

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 16:33  توسط ghazal  |