
پاسارگاد زير آب نمی رود
تصویر به آب نشسته آرامگاه كوروش هفته ها است كه از طریق email برای ایرانیان داخل و خارج از كشور ارسال می شود و همه كاربران اینترنت برای لحظه ای به دور از فرصت تٲمل و تفكر فریاد می زنند پاسارگاد در آب غرق شد. تلفن های روزنامه ها مدت هاست كه برای موضوع مشتركی به صدا در می آیند. چرا كاری نمی كنید پاسارگاد در آب غرب شد.» پیام های كوتاه تلفنی هم از این قافله عقب نماندند. پیام های حماسی برای یك اقدام همه گیر برای جلوگیری از ادامه آبگیری سد سیوند و جلوگیری از غرق شدن آرامگاه كوروش. روزها است كه این پیغام ها می آیند و می روند. چند نفری سرشان را بالا می گیرند با تعجب به اطراف خود نگاه می كنند و می گذرند.
عده ای دیگر رنج آزاد كردن شماره تلفن های روزنامه ها را به جان می خرند و فریاد می كشند و عده ای دیگر در سایت های اینترنتی تصویر به آب نشسته كوروش را برای دیگر دوستان ارسال می كنند تا آنها نیز در غم غرق شدن كوروش شریك باشند. اما نه امروز و نه فردا آرامگاه كوروش زیر آب نمی رود زیرا هنوز آبگیری سد سیوند آغاز نشده كه با آغاز آبگیری و جمع شدن آب پشت سد سیوند و بالا آمدن آب و تشكیل دریاچه دره بلاغی، پاسارگاد به زیر آب برود.
یك قربانی دیگر
دره بلاغی طی یك كودتای پنهان كه مشخص نیست از كجا سرچشمه گرفته فدای منطقه باستانی پاسارگاد شده است. طی دو سال گذشته و در كاوش های اكیپ های باستان شناسان داخلی و خارجی بیش از ۲۰۰ محوطه تاریخی در این دره تاریخی كشف و بررسی شد تا از طریق این كشفیات، سئوال های بسیاری درباره زندگی مردم عادی و كشاورزان دوران هخامنشی به دست آید. با مطرح شدن باستانی بودن منطقه، مسئولان سد سیوند و وزارت نیرو طی تفاهمنامه هایی كه متاثر از جنجال های مطبوعاتی بود پذیرفتند تا پایان كاوش های باستان شناسان آب گیری سد به عقب بیفتد. هرچند در همان زمان گروهی از مهندسان سدساز و زمین شناس بر این باور بودند كه این سد خاكی به لحاظ موقعیت جغرافیایی و ساختاری در مقابل این آبگیری مقاومت نخواهد كرد در نتیجه هرگز دریاچه ای پشت سد تشكیل نخواهد شد تا به دنبال آن پاسارگاد به زیر آب رود.
با پیدا شدن محوطه های باستانی در دره بلاغی و میزان اهمیت آن بسیاری از تاریخ دوستان و فرهنگ دوستان اصرار به توقف عملیات سدسازی و آبگیری سد كردند. اما مسئولان سازمان میراث فرهنگی با علم به موقعیت حساس و تاریخی دره و میزان اهمیت آن، پذیرفتند بنا به نیاز منطقه به آب و آبادانی طی مدتی مشخص تنگه را مستندنگاری و كاوش كرده و آن را به آب بسپارند تا سال ها بعد تمدنی ناب از تاریخ كهن ایران برای آیندگان باقی مانده باشد. این نظر نغز در حالی بیان شد كه گروهی از باستان شناسان اعلام كردند جریان آب از دره منطقه را دگرگون كرده و چیزی برای كاوش در آینده باقی نخواهد ماند.
كاوش آخرین اكیپ های باستان شناسان در مهرماه به پایان خواهد رسید و طبق آخرین خبر وزیر نیرو، سدخاكی سیوند در آذرماه آبگیری خواهد شد. تنگه تاریخی دره بلاغی به زیر آب خواهد رفت و خانه های روستایی، كوره های بزرگ و صنعتی سفال گری دوره هخامنشی و كارگاه های صنعتی آهنگری آن دوران برای همیشه به زیر آب خواهد رفت.اما با این آبگیری احتمال داده می شود مقبره كوروش نیز دچار آسیب هایی شود آسیب هایی كه در حد احتمال نفوذ رطوبت به پایه های این آرامگاه در طی گذشت زمان و افزایش گل سنگ ها منتهی می شود. اما از آنجا كه از آخرین قسمت دریاچه پشت سد سیوند تا پاسارگاد حداقل ۴ كیلومتر فاصله وجود دارد غرق شدن پاسارگاد غیرممكن خواهد بود. به همین دلیل گفته می شود برای انحراف افكار عمومی از نابودی یكی از مهمترین دره های تاریخی به نام بلاغی، شایعه غرق شدن پاسارگاد سر زبان افتاده تاكسی به غرق شدن ۲۰۰ محوطه تاریخی اعتراض نداشته باشد.
پیش از این خبرگزاری ها اعلام كرده بودند خردادماه جلسه ای بین وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شده تا با موافقت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، آبگیری سد سیوند آغاز شود. همچنین گفته شده عملیات اجرایی سد سیوند همچنان ادامه دارد و در ماه جاری به طور متوسط ۲۰ هزار مترمكعب خاك ریزی سد انجام می شود. سد سیوند در ده كیلومتری سعادت شهر و ۱۰۰ كیلومتری شیراز قرار دارد. به گزارش وزارت نیرو بالاترین تراز آبگیری سد سیوند ۵۱۲۸۱ متر ارتفاع دارد كه این تراز با مقبره كوروش بیش از ۴۵ متر اختلاف دارد و در واقع سد پایین تر از مقبره كوروش است. پاسارگاد هرگز زیرآب نمی رود بلكه این دره بلاغی است كه در زیر ۱۵۰ میلیون متر مكعب آب مدفون می شود.
منبع: شرق، پانزده شهریور

تاکيد بر مهاجرت سالانه 180 هزار تحصيلكرده از ايران به خاطر شرايط اقتصادي، تکان دهنده ترين موضوعی بود که در گزارش وضعيت جمعيت جهان ارائه شد. به خصوص که بقيه گزارش ها مثبت بود از آن جمله تمايل 32 درصد از افغانها براي بازگشت داوطلبانه، رشد شهرنشيني و مشكلات فرزندان مادران ايراني و پدران افغاني که باز به نوعی به ايران مربوط می شد.
کنت اوستيبی هماهنگ کننده مهاجران سازمان ملل در گزارش خود در اين سمينار بين المللی با اشاره به ترکيب جمعيتی جوان ايران و بيکاری بالا در کشور گفت ايران دارای مهاجرت بيش تری است، از ميزبانی ايران از مهاجران تحسين کرد و گفت مهاجرت ها برای ايران به موضوعی حاد بدل شده است.
در جلسه چهارشنبه 15 شهريور سمينار، كنت اوستبي (هماهنگكنندهء مقيم سازمان ملل) با بيان اينكه 50 درصد مهاجران جهان را زنان تشكيل ميدهند، گفت امروزه نيمي از مهاجران بينالمللي يعني 95 ميليون نفر زنان و دختران هستند. با وجود اين كه زنان مهاجر سهم عمدهاي در هر دو خانوادهء خود، چه در وطن و چه در اجتماعات خارج از كشورشان دارند ولي همچنان نيازهاي اين زنان ناديده گرفته ميشود.
اين نكتهاي را مدير اجرايي برنامهء صندوق جمعيت سازمان ملل در گزارش وضعيت جمعيت جهان در سال 2006 آورده بود که محمد عبدالاحد نماينده صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران قرائت كرد.
مهاجرت افغان ها
گزارش جذاب ديگری که در سمينار قرائت شد متعلق به دكتر محموديان عضو هيات علمي دانشگاه تهران بود که ضمن بررسي وضعيت افغانها در ايران به نتايج تحقيقي در اين باره اشاره کرد و گفت «ايران در سال 74 روزانه 10 ميليون دلار براي مهاجران افغاني هزينه ميكرد. سياستهاي ايران در طي سه دوره مهاجرت افغانها به كشور به ترتيب سياست درهاي باز، سياست جلوگيري از ورود پناهندگان غيرقانوني و بازگشت داوطلبانه و سياست قرارداد سه جانبه با كميسارياي عالي پناهندگان و افغانستان است.»
وي ميافزايد: «وضعيت اقتصادي اجتماعي مردان طبق تحقيق در سه شهر مشهد، زاهدان و تهران به اين شرح بوده است:30درصد مردان افغان بيسوادو نيم ديگر افراد، در سطح ابتدايي درس خواندهاند. مشهديها در بين اين شهرها باسوادترند. بيشتر افغانيها در ايران به كارهاي پيشهوري، نجاري، خياطي و ... ميپردازند، 25 درصد كارگر ساده و 22 درصد فروشنده هستند، باقي افراد در امور اداري تخصص دارند. مشهد بيشترين و زاهدان كمترين شاغل را دارند. 55 درصد اين مهاجرين از نقاط روستايي و 45 درصد از شهرهاي افغانستان آمدهاند.»به گفتهء محموديان 45 درصد وضعيت كنوني خود را بهتر از زماني ميدانند كه در افغانستان بودند و 29 درصد معتقدند اوضاعشان بدتر شده است.26 درصد هم ميگويند اوضاع اقتصاديشان تفاوتي نكرده است. افراد شاغل و تحصيلكرده كمتر رضايت داشته و كساني كه در افغانستان شغل و تحصيلات نداشتهاند اكنون احساس رضايت دارند، 62 درصد مهاجرين با افراد همكار و همسايگان ارتباط گرفتهاند و 38 درصد نتوانستهاند با ايرانيان ارتباط برقرار كنند.
از روستا به شهر
به گزارش روزنامه اقتصادی سرمايه شهلا كاظميپور عضو هيات علمي دانشگاه تهران در سمينار تحقيقي ارائه داد که نشان می داد سالانه يك ميليون مهاجر از روستاهای ايران به شهر ميروند كه دليل اصلي اين مهاجرت نامكفي بودن درآمد روستاييان و دسترسي به منابع كسب و كار است.كاظميپور معتقد است: «شهرهاي ايران را ميتوان شهرهاي مهاجران ناميد. دو سوم اين مهاجران مرد هستند و يك سوم را زنان تشكيل ميدهند.»اين استاد دانشگاه ميگويد: «سهم مهاجرت زنان افزايش يافته و در دههء اخير بحث مهاجرت تحصيلكردگان هم باعث بالاتر رفتن آمار زناني شده است كه از شهرها يا روستاهاي ايران به شهرهاي ديگر مهاجرت ميكنند.»
فرار تصيلكرده ها
جذاب ترين گزارش ها متعلق به نمايندهء سازمان بينالمللي مهاجرت بود که ايران را داراي بالاترين ميزان برونكوچي، درونكوچي و رشد شهرنشيني در جهان دانست و گفت: «سالانه 180 هزار تحصيلكردهء دانشگاهي در ايران به خاطر شرايط اقتصادي به خارج از كشور مهاجرت ميكنند.»
علي اوليايي افزود «مهاجرت از ايران داراي سه موج اجتماعي، سياسي و اقتصادي است و سالانه بين 150 تا 180 هزار تحصيلكرده به منظور بهتر شدن وضعيت اقتصادي كشور را ترك ميكنند.»
منبع Roozonline